جنگ روانی 3

فصل دوم
شایعه از دیدگاه قرآن
الف – تعریف شایعه
شایعه خبری است که زبان به زبان می گردد . و بدون هیچ گونه تفحص و تحقیق و
حصول یقین از صحت یا سقم آن به صورت شفاهی میان افراد انتشار می یابد . و
اگر چه به نظر خرد و آسان می آید ولی می تواند پیامد های گران و زیان باری
برای جامعه داشته باشد .
مثال : ( قرآن کریم نحوه انتقال و انتشار شایعه را در حدیث افک چنین تشریح می کند.
إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكمُْ وَ تَقُولُونَ بِأَفْوَاهِكمُ مَّا
لَيْسَ لَكُم بِهِ عِلْمٌ وَ تحَْسَبُونَهُ هَيِّنًا وَ هُوَ عِندَ
اللَّهِ عَظِيمٌ
زيرا شما آن سخنان را از زبان يكديگر تلقّى كرده و حرفى بر زبان مىگفتيد
كه علم به آن نداشتيد و اين كار را سهل و كوچك مىپنداشتيد در صورتى كه
نزد خدا (گناهى) بسيار بزرگ بود.
قرآن کریم می فرماید :
وَ إِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُواْ
بِهِ وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلىَ الرَّسُولِ وَ إِلىَ أُوْلىِ الْأَمْرِ
مِنهُْمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنهُْمْ وَ لَوْ لَا
فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَنَ
إِلَّا قَلِيلًا
و (منافقان) چون امرى به آنان برسد كه باعث ايمنى يا ترس (مسلمين) است (و
بايد پنهان داشت) آن را منتشر مىسازند، در صورتى كه اگر آن را به رسول و
به صاحبان حكم كه از خودشان هستند گزارش مىدادند همانا آنان كه اهل
بصيرتند در آن واقعه صلاحانديشى مىكردند. و اگر نه اين بود كه فضل خدا
شامل حال شماست، همانا به جز اندكى همه شيطان را پيروى مىكرديد.
ب – انواع شایعه
قرآن کریم نمونه هایی از شایعات را در جنگ های اسلام نام می برد .
2- شایعات تند و سریع و آتشین : این نوع شایعات در زمانی کوتاه گروه وسیعی را تحت پوشش می گیرند .
3- شایعات غواصی : این گونه شایعات هر گاه شرایط را مساعد بیابند قوت می گیرند .
1- شایعات خزنده : شایعاتی که به آرامی منتشر می شوند .
1- جنگ بدر
خداوند می فرماید : آن ها که در دل مرضی دارند می بینی که به درستی با
آنان ( یهود و نصارا ) شتاب می کنند و می گویند می ترسیم که مبادا در گردش
روزگاربه ما آسیبی برسد .
2- جنگ احد :
پیش از جنگ احد عباس عموی پیامبر ( ص ) خبر تجهیز سپاه قریش را بی درنگ به
مدینه فرستاد و پیک او در قبا ، نامه را به پیامبر داد . هنوز پیامبر به
مدینه نیامده بود که یهودیان و منافقان در مدینه شایع کردند که خبر خوشی
برای پیامبر نرسیده است .
خداوند می فرماید :
وَ لِيَعْلَمَ الَّذِينَ نَافَقُواْ وَ قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ
قَتِلُواْ فىِ سَبِيلِ اللَّهِ أَوِ ادْفَعُواْ قَالُواْ لَوْ نَعْلَمُ
قِتَالًا لاَّتَّبَعْنَاكُمْ هُمْ لِلْكُفْرِ یَوْمَئذٍ أَقْرَبُ مِنهُْمْ
لِلْايمَانِ يَقُولُونَ بِأَفْوَاهِهِم مَّا لَيْسَ فىِ قُلُوبهِِمْ وَ
اللَّهُ أَعْلَمُ بمَِا يَكْتُمُونَ
و تا معلوم كند حالِ آنان كه نفاق و دورويى كردند و (چون) به آنها گفته شد
بياييد در راه خدا جهاد و يا دفاع كنيد (عذر آوردند و) گفتند كه اگر ما به
فنون جنگى دانا بوديم از شما تبعيت نموده و به كارزار مىآمديم. اينان به
كفر نزديكترند تا به ايمان به زبان چيزى اظهار كنند كه در دل خلاف آن
پنهان داشتهاند، و خدا بر آنچه پنهان مىدارند آگاهتر از خود آنهاست.
الَّذِينَ قَالُواْ لِاخْوَانهِِمْ وَ قَعَدُواْ لَوْ أَطَاعُونَا مَا قُتِلُواْ قُلْ فَادْرَءُواْ عَنْ أَنفُسِكُمُ الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَدِقِينَ
آن كسانى كه در جنگ با سپاه اسلام همراهى نكرده و درباره برادران خود گفتند: اگر آنان نيز سخنان ما را شنيده بودند (و به جنگ احد نرفته بودند) كشته نمىشدند، بگو: (شما كه براى حفظ حيات ديگران چاره توانيد كرد) مرگ را از خود دور كنيد اگر راست مىگوييد.
3- جنگ احزاب
خداوند می فرماید : وَ إِذْ قَالَت طَّائفَةٌ مِّنهُْمْ يَأَهْلَ يَثرِْبَ
لَا مُقَامَ لَكمُْ فَارْجِعُواْ وَ يَسْتَْذِنُ فَرِيقٌ مِّنهُْمُ
النَّبىَِّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنَا عَوْرَةٌ وَ مَا هِىَ بِعَوْرَةٍ
إِن يُرِيدُونَ إِلَّا فِرَارًا
و در آن وقت طايفهاى از آن كفار و منافقان دين گفتند: اى يثربيان، ديگر
شما را (در اردوگاه) جاى ماندن نيست (كه همه كشته خواهيد شد، از گرد
پيغمبر متفرق شويد و به مدينه) باز گرديد. و در آن حال گروهى از آنها
(براى رفتن) از پيغمبر اجازه خواسته و مىگفتند: خانههاى ما ديوار و
حفاظى ندارد، در صورتى كه (دروغ مىگفتند و) خانههاشان بىحفاظ نبود، و
مقصودشان جز فرار (از جبهه جنگ) نبود.
4- گفتند : در هوای گرم به جنگ نروید
فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلَافَ رَسُولِ اللَّهِ وَ
كَرِهُواْ أَن يجَُاهِدُواْ بِأَمْوَالهِِمْ وَ أَنفُسِهِمْ فىِ سَبِيلِ
اللَّهِ وَ قَالُواْ لَا تَنفِرُواْ فىِ الحَْرِّ قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ
أَشَدُّ حَرًّا لَّوْ كاَنُواْ يَفْقَهُونَ
آنهايى كه از جهاد در ركاب رسول خدا باز نهاده شدند از اين بازماندنشان
خوشحالند و مجاهده به مال و جانشان در راه خدا را خوش نداشتند و (مؤمنان
را هم از جهاد منع كرده و به آنها) گفتند: شما در اين هواى سوزان از وطن
خود بيرون نرويد! آنان را بگو: آتش دوزخ بسيار سوزانتر است، اگر
مىفهميدند.
عبد اللّه بنی ابی که به همراه گروهی از منافقان از حرکت خوداری کرد گفت :
محمد می خواهد با این سختی ودر هوای گرم و سرزمین دو بر با رومیان نبرد
کند . آن هم با با سپاهی که تا کنون کسی مانندش را ندیده است . گویی محمد
جنگ با رومیان را ساده پنداشته است به خدا گویا می بینم که اصحاب محمد
همگی به بند اسارت در آیند . این سخن خود دلیل برجنگ روانی و شایعه می
باشد.
د- مقابله با شایعات
اگر منافقان و مريض القلبها از اذيت زنان و شايعه پراكنان، دست نكشند، تو
را بر عليه آنان بر مىانگيزيم و آن گاه جز اندكى با تو مجاور نخواهند بود.
ح- پیشگیری
در تعالیم و آموزه های دینی راه های گوناگونی برای پیشگیری مقابله و محو
شایعات ارائه شده است که در ذیل به برخی از آنها اشاره شده می شود :
1- تشکیک :
پیش ا ز اقدام به تجزیه و تحلیل شایعه باید در حدی منطقی نسبت به آن موضع
تردید و شک در پیش گرفت. آن را جزئی و قطعی طلقی نکرد و یکباره به قبول و
نشر آن اقدام نکرد .
قرآن کریم می فرماید :
لَّوْ لَا إِذْ سمَِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنَاتُ
بِأَنفُسِهِمْ خَيرًْا وَ قَالُواْ هَاذَا إِفْكٌ مُّبِينٌ
آيا سزاوار اين نبود كه چون (از منافقان) چنين بهتان و دروغها شنيديد
مردان و زنان مؤمن حسن ظنّشان درباره يكديگر بيشتر شده و گويند: اين دروغى
است آشكار؟
بنابر این تشکیک به عنوان یک رفتار معقول اولین گام در برخورد با هر شایعه زمینه ساز ورود به مدخل تحلیل و تبیین است .
2- سکوت :
ابتدایی ترین شکل انتقال شایعه ، دهان به دهان گشتن آن و سپس در مقیاسی
دامنه دار باید آن را نقطه آغاز سرکوب و زنجیر انتقال آن را قطع کرد .
قرآن کریم در ادامه بیان این راه را پیش رو می گذارد :
وَ لَوْ لَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُم مَّا يَكُونُ لَنَا أَن نَّتَكلََّمَ بهَِاذَا سُبْحَانَكَ هَاذَا بهُْتَانٌ عَظِيمٌ
چرا به محض شنيدن اين سخن نگفتيد كه هرگز ما را تكلم به اين روا نيست، پاك خدايا، اين بهتانى بزرگ است؟
این آیه لحن توبیخ آمیز دارد و به آن دلیل مسلمانان را به اظهار این گفته
«این تهمت بزرگ است » فرا می خواند که از آگاهی یافتن از حقیقت امر معذور
و ناتوان نبودند .
از اینجا می توان نتیجه گرفت عامل مهمی که موجب بروز رفتار تشکیک و سکوت
می شود ، حاکمیت حالات نفسانی « تقوا » بر روند پاسخ دهی آدمی است . هسته
اولیه تقوی عبارت است:
از پروا گرفتن از نفس کار زشت و پلیدی است آنگاه پروا گرفتن از آثار و
عواقب سوء کار زشت به میان می آید . سرانجام پاییدن خویشتن از خشم خدا
عذاب آخرت و آثار و عواقب شوم کار و زشت پلیدی است .
یکی از اهداف دشمن از پخش شایعات تهاجمی ایجاد دامی برای دست یابی به اخبار و اطلاعات خطیر و تعیین کننده و استفاده از آن ها در وارد ساختن ضربه های موثر و کاری است . بدین منظور از شایعاتی که می تواند سازمان نیروهای رزمی را هم دست خوش هرج و مرج و آشفتگی سازد ،انتشار و پخش خبر انهدام مرکز فرمان دهی برای دست یافتن به آخرین اطلاعت واقعی و از زبان طرف درگیر صورت می گیرد . در جنگ احد دشمن چنین کاری انجام داد و شایعه ی شهادت رسول خدا ( ص ) رواج داد. شایعه سریع پخش و صحابه فرارمی کردند . کعب بن مالک می گوید : چشم من افتاد به رسول خدا ( ص ) و او را شناختم خواستم فریاد بزنم این رسول خدا است. پیامبر اشاره کردند که ساکت باشم و رسول خدا (ص) می خواستند برای دشمن زنده ماندن رسول خدا مجهول بماند تا آنها سر در گم باشند و آیه بر پیامبر نازل می شود.
و َ مَا محَُمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِيْن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلىَ أَعْقَابِكُمْ وَ مَن يَنقَلِبْ عَلىَ عَقِبَيْهِ فَلَن يَضرَُّ اللَّهَ شَيًْا وَ سَيَجْزِى اللَّهُ الشَّاكِرِينَ
محمد (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) جز يك پيامبر نيست كه پيش از او نيز پيغمبرانى بودند و درگذشتند، آيا اگر او به مرگ يا شهادت درگذشت شما باز به دين جاهليّت خود رجوع خواهيد كرد؟ پس هر كه مرتد شود به خدا ضررى نخواهد رسانيد، و البته خدا جزاى نيك اعمال به شكرگزاران عطا كند.
ملا حظه شود که قرآن کریم با ظرافت تمام واقعیّت خبر زنده ماندن پیامبر را به عللی پنهان داشته هیچ گونه اطلاعاتی دراین زمینه نمی دهد . بلکه با انعطاف به مطلب دیگر و گشودن بحث در آن وادی نهایتا درایت را ایجاد زاویه انحراف در برابر شایعه می داند و میفرماید : محمد(ص) تنها فرستاده ای از سوی خدا برای ابلاغ پیام است . اگر به مرگ یا شهادت درگذرد باز شما به این آیین جاهلیّت رجوع می کنید .
شما را نشاید که ایمانتان را به حیات او گره بزنید چه آنکه زمام امور به دست خدا و آیین او جاودانه است .







